تبليغاتX
انجمن کتابداری و اطلاع رسانی استان یزد

انجمن کتابداری و اطلاع رسانی استان یزد

علمی فرهنگی


در سالهاي آغازين هزاره سوم ميلادي جهان در آستانه يك تحول و خيزش عظيم و فراگير علمي ، فرهنگي و ارتباطي قرار گرفته است. از خصيصه هاي ذاتي و ويژگيهاي برجسته اين دوران ، تعامل و تبادل پيوسته و سريع فرهنگي و علمي ملل جهان با يكديگر از طريق فناوريهاي نوين و پيشرفته است. در اين عصر توسعه يافتگي ملل جهان را با معيارهاي مشخصي مورد سنجش و ارزيابي قرار مي دهند. اين معيارهاي سنجش عبارتند از ظرفيت ها و قابليت هاي علمي ، فرهنگي و تحقيقاتي . اكنون يك لحظه سكون و توقف از قافله عظيم ارتباطاتي به بهاي بازماندن انسان از كاروان علم و دانش تمام مي شود . با توجه به اينكه فناوري اطلاعات تغييرات شگرفي را در فرآيند اطلاع رساني و توليد اطلاعات پديدآورده است ، لذا امروزه برنامه ريزيها، نوآوريها ، اكتشافات و تحقيقات براساس استفاده درست، سريع و به موقع از اطلاعات مي باشد.

 

به همين منظور طراحي و ايجاد كتابخانه هاي بزرگ و مراكز اطلاع رساني موجبات استفاده بهينه از فناوريهاي اطلاعات را فراهم كرده و گامي بزرگ در جهت بهره وري بيشتر در محيطهاي فرهنگي و تحقيقاتي برداشته و تصميم گيري مبتني بر اطلاعا ت را امكان پذيرتر كرده است . لذا در راستاي رسيدن به اين اهداف ، ضرورت وجود يك كتابخانه بزرگ و مركز اطلاع رساني جهت رفع نيازهاي اطلاعاتي مردم شهر اصفهان بيش از پيش مشهود بود.به همين منظور كتابخانه مركزي و مركز اطلاع رساني شهرداري اصفهان به عنوان اولين مركز اطلاع رساني ی چند رسانه اي (multimedia center ) با زيربنايي بالغ بر ۱۲۰۰۰ هزار متر مربع  و ۵ طبقه در 29 بهمن ماه سال 1381 در شهر اصفهان تأسيس شد. اصول احداث آن متناسب با شرايط اقليمي بوده و از شفافيت فضاي خارجي از داخل و تركيب معماري اصيل اصفهان و معماري روز جهان برخوردار است.

 

نماي خارجي آن مكعب شكل با پوسته اي آجري مي باشد كه در نوع خود بي نظير است.

 

پی نوشت :ولی متاسفانه نمای خارجی کتابخانه مرکزی یزد پس از گذشت چندین سال همچنان به صورت اسکلت فلزی باقی مانده است!!!!

یکی از وظایف انجمن کتابداری یزد پیگیری این مسئله است اما متاسفانه کمیته های انجمن کتابداری یزد هنوز به صورت رسمی شروع به کار نکرده اند و هیأت مدیره ی انجمن نتوانسته است مکانی را برای دفتر انجمن تعیین کند.

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 12:13  توسط حمیده حایری  | 


رئيس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي مهريز از افزايش 100 درصدي استقبال از عضويت در کتابخانه هاي عمومي شهرستان مهريزخبر داد.

به گزارش روابط عمومي اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان يزد ، سيد کاظم کماليان گفت : با تدابير انجام گرفته از سوي دبيرخانه انجمن کتابخانه هاي عمومي اين شهرستان عضويت در کتابخانه هاي عمومي مهريز نسبت به همين مدت در سال گذشته 100 درصد افزايش داشت.

کماليان اضافه كرد:با موافقت انجمن، ساعات کار کتابخانه هاي شهرستان در اين مدت دو ساعت افزايش يافته و کتابخانه ها از ساعت 8 صبح الي 10 شب مورد استفاده اعضا و مراجعين و علاقمندان به کتاب و مطالعه قرار مي گيرد.

گفتني است؛ در حال حاضر در شهرستان مهريز پنج کتابخانه عمومي در حال فعاليت مي باشد

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 12:6  توسط حمیده حایری  | 

 

چنان با نيک و بد سر کن که بعد از مردنت

عرفي مسلمانت به زمزم شويد و هندو بسوزاند       «عرفي» ‏

واقعة درگذشت مهدي آذر يزدي اين ويژگي را داشت که در دايرة مقامات رسمي و غيررسمي بازتابي مشترک داشته باشد، يعني هر دو از آن با تأسّف ياد کنند. امري که خود او در زندگي به خاطرش خطور نمي‌کرد و شايد هم از آن متعجّب مي‌شد. او مردي بود کم اعتنا به آنچه براي يک صاحب قلم تعيّن خوانده مي‌شود.

درهرحال، مرگ در حقّ او گويا به موقع رسيد، مانند سيبي که چون رسيد، از درخت بيفتد، و آن مرحله‌اي است که در ميان بود و نبود، وزنة نبود سنگين‌تر مي‌شود، رهايي بخش مي‌شود. هستند انسان‌هايي که به حالتي برسند که با همة دل بستگي به زندگي،

اين رباعي را مصداق حال خود بدانند:

گر مرگ بداند که به هنگام‌آيد

به زان نبود، نغز و دلارام آيد

ناگه خبر از شکستن جام‌آيد

چون يار بود که بر لب بام آيد

من اگر بر خود فريضه‌اي دانستم که اين چند خط را بنويسم براي آن است که اداي يک حق شناسي شده باشد. شايد بتوانم بگويم که من ديرينه‌ترين آشناي او بوده‌ام. در سال دوم دبيرستان بودم و تازه به کتاب خري و کتاب خواني افتاده بودم. حسن اتّفاق آن شد که در همان زمان آذر يک کتابفروشي کوچک در يزد باز کرده بود که پاي من به آن باز شد. براي من آغاز زندگي تازه‌اي بود.

وصلت با کتاب: از اين رو در جلد دوم و سوم «روزها» بيش از هر کس از آذر حرف زده‌ام. از همان زمان يک آشنايي ديرپا در ميان ما شکل گرفت، که تا به انتها دوام يافت، هرچند که اين اواخر کمتر يکديگر را مي‌ديديم. آذر نه تنها زندگي خود را با کتابفروشي شروع کرد، بلکه خود يک «کتاب پرست» تمام عيار بود. جز اين در زندگي دلبندي نداشت. زندگي او زندگي «عنقا»وار بود، گوشه نشين و سر در پر خود کشيده. به همين يک همدم که کتاب باشد بسنده مي‌کرد، که حافظ گفت: عهد ما با لب شيرين دهنان بست خداي ... اگر او به فکر نوشتن قصّه براي کودکان افتاد، گمان مي‌کنم يک علّتش آن بود که خود فرزند نداشت، و آگاه يا ناآگاه، خواست که دست تلطّفي بر سر همة کودکان فارسي زبان داشته باشد.

من البتّه ديگر سنّم اقتضا نداشت که کتابهاي کودکان را بخوانم، ولي به نظر مي‌رسد که آنها براي خوانندگان نوجوان خود، دلپسند بودند، هرچند معلوم نيست که بعضي از آن «بچّه‌هاي خوب» چون بزرگ شدند، با گشت روزگار، ديگر اثري از خوب بودن در آنها بر جاي مانده است يا نه. قصّه‌ها از قديم و نديم حکايت مي‌کنند، و مي‌توان تصوّر کرد که هنوز هم، با همة تندباد تجدّد، نتيجه‌گيري آنها آن است که «بار کژ به منزل نمي‌رسد» و «چاه کن هميشه ته چاه است». اين را به يادداشته باشيم.

آذر با نگارش اين قصّه‌ها زندگي خود را معني دار کرد، خود را تسلّي داد، از بار تنهايي خود کاست، با نوع زندگي‌اي که در پيش گرفت، نشان داد که بدون ادّعا، بدون خودنمايي و فزون طلبي، با همان سروکار داشتن با زبان فارسي و فرهنگ و تجربة گذشتگان، مي‌شود رضايت خاطر خود را به دست آورد.‏ آذر به نسبت عمر رسايي کرد، ولي همواره در تنگناي مالي و خانه بدوشي به سر برد. خود او هم اين طرز زندگي را مي‌پسنديد، يعني زندگي همراه با عسرت و زهد. اين، طبيعت او بود. خوشبختانه قلم تسلّي بخش کوچکي نيست. مي‌تواند جاي خيلي از تنعّمات را بگيرد. حافظ هم خود را به اين دلخوش مي‌داشت که مي‌گفت: گر شما را نه بس اين سودوزيان، ما را بس ...

محمدعلی اسلامی ندوشن

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 23:46  توسط فاطمه فیاض  | 

 

با حضور قائم مقام توليت آستان قدس رضوي
پنجمين كتابخانه بزرگ كشور در شهرستان يزد به بهره‌برداري رسيد


همزمان با ايام پرفيض و بركت ماه رجب و ميلاد حضرت علي(ع) با حضور قائم مقام توليت آستان قدس رضوي، مجموعه كتابخانه و موزه وزيري يزد به عنوان پنجمين كتابخانه بزرگ كشور به بهره‌برداري رسيد.
به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني آستان قدس رضوي، در مراسمي كه با حضور سيد احمد علوي، قائم مقام توليت آستان قدس رضوي، حجج الاسلام و المسلمين معزالديني، امام جمعه موقت يزد و راشد يزدي و نيز مقامات اجرايي استان و جمعي از مديران شهرستان يزد و معاونين و مشاورين آستان قدس رضوي برگزار شد، طرح توسعه كتابخانه وزيري يزد كه به همت آستان قدس رضوي و همكاري استانداري يزد اجرا شده است، به بهره‌برداري رسيد.

در اين مراسم رئيس موزه و كتابخانه وزيري يزد در گزارشي گفت: اين كتابخانه در سال 1348 توسط مرحوم حجت الاسلام وزيري به همراه 27 هزار جلد كتاب وقف بر آستان قدس رضوي شد. انتظاري بقيه الله افزود: در سال 1380 طرح توسعه كتابخانه با هزينه‌اي بالغ بر 15 ميليارد ريال توسط آستان قدس رضوي و همكاري استانداري و اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي يزد آغاز و در نهايت با زيربناي 6 هزار مترمربع در سه طبقه پايان يافت و به بهره‌برداري رسيد.

وي ادامه داد: در حال حاضر حدود 200 هزار جلد كتاب خطي و چاپي در كتابخانه وزيري يزد موجود است و از اين لحاظ بعد از كتابخانه‌هاي آستان قدس رضوي در مشهد، مرحوم مرعشي نجفي در قم، ملك در تهران و كتابخانه مجلس شوراي اسلامي پنجمين كتابخانه غني در كشور به شمار مي‌رود.

مهندس جواد عطايي، معاون فني و عمران موقوفات آستان قدس رضوي نيز كتابخانه يزد را از معدود موقوفاتي دانست كه با تدبير خاص آيت الله واعظ طبسي، دستور بازسازي و توسعه آن صادر شده است. وي افزود: براي اين منظور ابتدا منازل اطراف به مساحت حدود 2400 مترمربع خريداري و كتابخانه از سه طرف به راه‌هاي اصلي شهر دسترسي پيدا كرد. سپس كار ساخت آن در دو فاز آغاز شد كه به دليل همجواري با مسجد جامع يزد و بافت سنتي منطقه، مراحل كار با سختي‌هايي پيش رفته و گودبرداري به حجم 15 هزار متر مربع به صورت دستي انجام شد. محمد هادي زاهدي رئيس سازمان كتاب‌خانه‌ها، موزه‌ها و مركز اسناد آستان قدس رضوي نيز در سخناني اعلام كرد: در اين كتابخانه 190 هزار جلد كتاب چاپي، 4500 نسخه كتاب خطي و چهار هزار جلد كتاب چاپ سنگي وجود دارد.

لازم به ذکر است این مجموعه فرهنگی علاوه برسالن مطالعه خواهران و برادران،مخزن كتب چاپي و خطي، صحافي و مرمت كتاب، تالار محققان، سالن اجتماعات، بخش كتاب‌خانه ديجيتال،سالن آمفی تائتر و مهمانسرا شامل موزه بسيار غني و ارزشمند از آثار تاريخي شهر باستانی یزد است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 21:30  توسط فاطمه فیاض  | 


در سال 1345 هم كه جلد بعدي كتاب قصه‌هاي خوب براي بچه هاي خوب(قصه‌هاي قرآن) برنده جايزه سلطنتي شد،‌اقاي آذر يزدي بايد لباس فراك مي‌پوشيد و به دربار مي‌رفت تا  از شاه جايزه بگيرد ولي جدا از اين كار خودداري كرد، مي گفت نمي‌توانم لباس فراگ بپوشم، بچه هاي محله ام مسخره ام مي‌كنند، نه لباس فراگ مي پوشم و نه به دربار مي‌آيم و نه جايزه مي‌خواهم و بالاخره به دربار نرفت و جايزه را كه دو هزار تومان بود بعدا برايش فرستادند.

متن کامل

منبع : روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 16:1  توسط حمیده حایری  | 

 

سید محمد خاتمی: این بزرگ از فقر و محرومیت سکویی ساخت تا به وادی غنای فکری و فرهنگی اوج گیرد. مناعت طبع، شکیبایی، تیزبینی، خداجویی و وطن خواهی این نویسنده بزرگ، ستایش هر حقیقت طلب خیرخواهی را بر می انگیزد. نقش او در تاریخِ بیش از نیم قرن اخیر هیچگاه فراموش نخواهد شد.[متن کامل]

امام جمعه و استاندار یزد:  آذر يزدي ، نويسنده اي چيره دست و توانا بود که با استفاده از هنر قصه نگاري ، نسل نوپاي اين مرز و بوم را به تأمل در مفاهيم و آموزه هاي عميق قرآني فرامي خواند. [متن کامل]

علی اکبر اولیاء نماینده یزد و صدوق :  آذر یزدی از افتخارات استان دارالعباده بود که نام نیکش همواره در اذهان اهل معرفت و بیداری زنده و جاویدان خواهد ماند. او در سراسر زندگی شرافتمندانه و مومنانه خود بیشترین خدمت را برای احیاء ادبیات کهن و ارتقاء فرهنگی کودکان و نوجوانان این مرز و بوم عرضه داشت و لذت خدمت فرهنگی را بر تعلقات دنیوی ترجیح داد.[متن کامل]

محمدرضا تابش نماینده اردکان:  او که در کویر ساده دیده به جهان گشود؛بسان زادگاهش پاک و تنها و صبور زیست و به آفرینش آثار درخشانی در عرصه قصه نویسی برای بچه‌های سرزمین مهر و ایمان همت گمارد و اینک میراث ماندگار او و خاطره‌های شیرین و با شکوهش برای ایرانیان ادب دوست گرمابخش محافل و مجالس است. [متن کامل]

سید محمود دعایی: آذريزدی با اعتقاد به ادبيات كهن ايران اسلامی اقدام به تهيه آثار می‌كرد و همين امر سبب ماندگاری آثار وی شد.[متن کامل]

غلامعلی حداد عادل رييس كميسيون فرهنگی مجلس:  آذريزدی با تكيه بر منابع اصيل فرهنگ ايرانی و اسلامی در ادبيات فارسی مانند گلستان و بوستان سعدی، مثنوی معنوی، كليله و دمنه و نيز با انتخاب نام زيبای قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب برای ساليان متمادی ذهن فرزندان ايران را با جويبار زلال مفاهيم اسلامی و ايرانی آبياری كرد و نتيجه هم گرفت. [متن کامل]

مدیر عامل کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان: آذر یزدی نویسنده ای فطری بود که از دل می نوشت و لاجرم نوشته هایش بر دل می نشست. او زمانی شروع به نوشتن برای کودکان ونوجوانان کرد که چنین ضرورتی در جامعه ما حس نمی شد و چه خوب و عمیق، پایه ادبیات مذهبی کودکان را پی ریزی کرد.[متن کامل]

حسن بنیانیان رییس حوزه هنری : قطار زندگی ایستاد و راوی قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب با لبخندی حاکی از رضایت سوار شد. کودکان و نوجوانان ایران عزیز یادش را همواره گرامی می‌دارند.[متن کامل]

احمد نثاري، رئيس موسسه انتشارات اميركبير:  ميراث ماندگار آذريزدي تاثيري ‍‍ژرف بر كودكان نهاد و امروز هر ايراني خاطري از "قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب"‌ در ذهن دارد و چنين است كه آذريزدي در خانه‌ و در دل هر ايراني جاي دارد.[متن کامل]

سید حمید کلانتری: آذر يزدي الگويي ارزشمند و اسوه اي جاودانه براي اصحاب فرهنگ و هنر و به ويژه افتخاري ارزشمند براي مردم دارالعباده و اهل قلم و ادب اين ديار خواهد ماند. باشد که همه عاشقان خدمت و همه دوستداران توسعه و تحول فرهنگي به او و منش او اقتدا نمايند و از او درس زندگي و فرهنگ و درس ادب و اخلاق بياموزند. [متن کامل]

مصطفی رحمان دوست:  آذريزدی تلاشی برای خادم‌القرآن بودن نكرد، اما اين سعادت را داشت كه به عنوان خادم‌القرآن شناخته شود، وی هيچ تلاشی برای نويسنده برتر‌شدن نكرد، اما خداوند به او اين نعمت را هم داد. [متن کامل]

هوشنگ مرادی كرمانی: آذريزدی يكی از بهترين برداشت‌ها، اقتباس‌ها و ساده‌نويسی‌هايی را كه برای اين قشر از خوانندگان لازم بود، انجام داد و در اين حوزه جزو نخستين‌ها محسوب می‌شود. «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» آذريزدی يكی از بهترين كتاب‌ها برای نوجوانان است و من خواندن آثار او را به همه پيشنهاد می‌كنم. [متن کامل]

حسین مسرت: آذر از پيشكسوتان ادبيات كودك ايران بودكه عمر خود را در تنهايي و انزوا به خدمت بي‌دريغ و بي‌چشم داشت ادبيات كودك اختصاص دادودرحالی با تني رنجور و دلي شكسته، جهان را وداع گفت که امروزبه عنوان يكي از پيشگامان راهگشاي ادبيات كودك ايران، می توان ادعا کردبا سخت‌كوشي و اندوخته فراوان فردي و تجربه گرانبار، كار بازنويسي و راه باز آفريني از متون ادبي كهن را با نثري روان و خوش خوان براي نويسندگان نسل بعدي گشوده است. [متن کامل]

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 17:0  توسط فاطمه فیاض  | 





مناعت طبع، شکیبایی،تیزبینی،خداجویی و وطن خواهی این نویسنده بزرگ ستایش هر حقیقت طلب خیر خواهی را بر می‌انگیزد. نقش او در تاریخ بیش از نیم قرن اخیر هیچگاه فراموش نخواهد شد.

ایلنا: رییس موسسه بین المللی گفت‌و‌گوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها در پیامی در گذشت مهدی آذر یزدی را تسلیت گفت.
به گزارش ايلنا به نقل از روابط عمومي موسسه بین المللی گفت‌و‌گوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، متن کامل این پیام بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای مهدی آذر یزدی‌– که رحمت گسترده خدا بر‌او‌باد- پس از عمری تلاش مقدس به‌خصوص برای آگاه کردن نسل جوان به فرهنگ و ادب والای اسلامی و ایرانی رخ در نقاب خاک کشید.
این بزرگ از فقر و محرومیت و سکوئی ساخت تا به وادی غنای فکری و فرهنگی اوج گیرد. مناعت طبع؛شکیبایی؛تیزبینی؛خداجویی و وطن خواهی این نویسنده بزرگ ستایش هر حقیقت طلب خیر خواهی را بر می‌انگیزد. نقش او در تاریخ بیش از نیم قرن اخیر هیچگاه فراموش نخواهد شد.
با دلی آکنده از اندوه من این مصیبت را به همه دوستداران فضیلت و ادب و ایران بزرگ و خانواده معزز او تسلیت عرض می‌کنم و از خداوند مهربان برای روان پاک او شادی و آرامش مسالت دارم.
سید محمد خاتمی
پايان پيام

به نقل از ایلنا خبرگزاری کار ایران
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 16:26  توسط حمیده حایری  | 



قصه ی قصه نویس قصه های خوب به پایان رسید

اما شیرینی قصه هایش در دفتر فرهنگ و ادب فارسی و در ذهن تمام فرزندان ایران زمین

جاوید خواهد ماند.








خداحافظی کودکان با پدربزرگ قصه گو




سخنرانی استاندار یزد در تجلیل از مقام استاد مهدی آذریزدی


همسر و دختر آقای صبوری پسرخوانده مهدی آذریزدی

آقای صبوری و همسرش


خداحافظی کودکان یزد با قصه گوی قصه های خوب



پی نوشت : از آقای عبدی نسب که در تهیه ی عکس ها به من کمک کردند تشکر می کنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 15:30  توسط حمیده حایری  | 



متاسفانه باخبر شدیم که «نیما مسرت» ، همراه با همسرجوانش در اثر حادثه ی برق گرفتگی جان به جان آفرین تقدیم کردند و چشمان یاران و آشنایشان را در سوگ خود گریان ساختند.

           

                                                                                   


انجمن کتابداری و اطلاع رسانی یزد نیز این مصیبت را به دوست و همکار گرامی، پژوهشگر و کتابدار برجسته ی یزدی جناب آقای حسین مسرت تسلیت عرض می کند و از خداوند منان برای این پدر بزرگوار صبر و شکیبایی مسئلت می دارد.


پی نوشت :

استاد گرامی ، جناب آقای مسرت

متاسفانه خبر درگذشت فرزند و عروس گرامی شما را دیر شنیدیم و توفیق همدردی با شما را در مراسم خاکسپاری و ختم این بزرگواران نداشتیم. امیدواریم که غفلت ما را ببخشید و ما را در غم خود شریک بدانید.
+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 15:42  توسط حمیده حایری  | 

مهدی آذریزدی نویسنده  «قصه های خوب برای بچه‌های خوب» درگذشت
این نویسنده پیشکسوت صبح امروز (پنج‌شنبه، 18 تیرماه) در سن 87سالگی در بیمارستان آتیه‌ تهران درگذشت.

آذریزدی که چندی پیش از یزد نزد پسرخوانده‌ی خود به کرج آمده بود، پس از جراحی پا، به علت عفونت ریه و کهولت سن در بیمارستان بستری بود. همچنین دهم تیرماه به منظور ایجاد مجرایی از ناحیه‌ گلو برای تنفس بهتر و کار گذاشتن دستگاه مخصوص برای تنفس، تحت عمل جراحی قرار گرفت.

مهدی آذریزدی به گواه شناسنامه متولد سال 1301 بود. آثاری از جمله «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب»، «قصه‌های تازه از کتاب‌های کهن»، «گربه‌ی ناقلا»، «گربه‌ی تنبل»، «مثنوی» (برای بچه‌ها)، «مجموعه‌ی قصه‌های ساده» و تصحیح «مثنوی» مولوی (برای بزرگسالان) از این نویسنده به یادگار مانده‌اند.
مجموعه کتابهای  «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» از مشهورترین آثار آذر یزدی بود که وی در آنها به بازنویسی قصه های کهن برای کودکان پرداخته بود. و به دلیل استقبال کودکان   چندین بار  تجدید چاپ شد.
«انجمن کتابداری و اطلاع رسانی یزد» این ضایعه دردناک را به جامعه ی فرهنگ و ادب یزد تسلیت می گوید و برای آن بزرگمرد عرصه ی فرهنگ دیارمان غفران الهی مسئلت می نماید.
پیکر این نویسنده فقید ساعت 9 صبح روز شنبه 20 تیرماه با حضور اهالی شعر و ادب در تهران از مقابل خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) به سمت قطعه‌ هنرمندان بهشت زهرا (س) تشییع خواهد شد.

زندگی نامه ی مهدي آذر يزدي
مهدي آذر يزدي نويسنده معروف داستانهاي كودكان بسال ۱۳۰۱ در خرمشاه حومه يزد متولد شد .
در ۱۳۲۲ به تهران آمد و مقيم تهران گرديد . تحصيلات او بيشتر در حوزه هاي علمي و ديني قديم انجام شده است . قبل از آنكه به كار نگارش داستانهاي كودكان به پردازد ، به مشاغل گوناگون و از جمله عكاسي و كتابفروشي اشتغال داشته است .
وي از سال ۱۳۳۶ با توجه به زمينه و مطالعات وسيع قبلي اش شروع به نوشتن داستانهاي گوناگون براي كودكان نمود . وي با انتخاب سبك بخصوصي در تهيه و نگارش داستانهايش بصورت يكي از نويسندگان ورزيده و مطلع داستانهاي كودكان در ادبيات معاصر ايران در آمده است .پنج كتاب در مجموعۀ « قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب » و پنج كتاب كوچكتر در مجموعۀ « قصه هاي تازه از كتابهاي كهن » انتشار داد .

آذر يزدي ترجمه اي بنام « گربه ناقلا » و حكايت منظومي بنام « شعر قند و عسل » و همچنين دو كتاب آموزشي بنام «خود آموز عكاسي و خود آموز شطرنج » دارد .

يكي از مجموعه داستانهاي او برنده جايزه يونسكو در ايران و ديگري برنده عنوان كتاب برگزيده سال از طرف شوراي كتاب كودك گرديده است . مهدى آذريزدى: نويسنده كودكان و نوجوانان متولد سال ،۱۳۰۰ يزد «پرى كجايى... اگر تو بودى حتماً همه چيز راحت تر بود.» وقتى پيشنهاد چاى يا قهوه دادى و بلند شدى از سماور، آب جوشى در ليوان بريزى، زير لب زمزمه مى كردى پرى كجايى... مى گفتند در را به روى كسى باز نمى كنى، خودت هم بعداً گفتى كه نمى دانى چرا چند ساعت هم صحبتم شدى؛ اما همسفرم كردى با خود تا روزهاى دور، تا تنهايى امروز و هميشه آفتاب صورتم را مى سوزاند و من با شتابى بيشتر كوچه هاى قديمى محله خرمشاه ـ يزد را طى مى كردم تا از تو در توى كوچه ها به خانه اش رسيدم و اتاقى كاهگلى وميزى زير نور زرد يك لامپ. مهدى آذريزدى در آستانه هشتاد سالگى پشت ميزى مى نشيند و فقط كتاب مى خواند، كتاب هايى درباره همه چيز، تاريخ، سفرنامه، ادبيات و حتى كتاب هايى درباره طب؛ مى خواهد در تنهايى پرستار خودش باشد.

بزرگترين لذت زندگى اش همين كتاب خواندن است. مى گويد: «آخه مى دونى فضول هم هستم، مى خوام همه چيز رو بدونم.» بچه كه بود كتاب نداشت، پاى منبرهاى مذهبى بزرگ مى شد و هر چه مى شنيد قصه هايى تكرارى بود. كليله و دمنه را كه براى انتشارات اميركبير تصحيح مى كرد، ديد چه قصه هاى خوبى! كار بازنويسى را براى بچه ها شروع كرد تا كتاب و قصه داشته باشند. مى گويد: «بيابونى كه گرگ نداره، ميش آميز عبدالكريمه*. آن موقع عرصه خالى بود و هيچ كتابى نبود. اين كار هم تازگى داشت.» حالا البته به نظرش كار هم خوب بوده و تأكيد مى كند: «فكرم خوب بوده، اخلاص هم داشتم. نه شهرت مى خواستم، نه پول. فقط مى خواستم براى بچه هايى كه كتاب ندارند بنويسم و بركتى كه اين كار داشته به خاطر اخلاصى است كه داشتم.» «قصه هاى خوب براى بچه هاى خوب» آذريزدى كه خيلى ها روزگار كودكى شان را با آن سپرى كرده اند با استقبال خوبى مواجه شد.

دكتر خانلرى به مدير انتشارات اميركبير گفته بود كار خوبى است، بگوييد ادامه دهد و آذريزدى كم كم اعتماد به نفس پيدا كرد و كار را ادامه داد. روزگار كودكى اش در سختى و فقر رفت. اصلاً مدرسه نرفته و رنگ كلاس درس را نديده، تا جايى كه وقتى در پنجاه سالگى براى اولين بار يك كلاس درس مى بيند نمى تواند جلوى گريه خود را بگيرد. الفبا را از پدر ياد گرفته و خود را با كتاب ساخته است.

پدرش معتقد بوده مدرسه آدم را فاسد مى كند و مى گفته به فكر آخرت باشيد. حساسيت ديگر پدر هم به خاطر اين بوده كه مدرسه محله متعلق به زرتشتى ها بوده كه پدر با آنها ميانه اى نداشته. عقده مدرسه نرفتن و بچه ها را با كيف و لباس مدرسه ديدن هميشه براى مهدى آذريزدى باقى مى ماند. نان و پنير و پياز و سركه غذاى روزگار كودكى خانواده آذريزدى بود و هيچ وقت پولى در خانه نداشتند.

خيلى از چيزهاى مورد نيازشان را مى كاشتند و يامثلاً آرد را با صابون عوض مى كردند. اين طور بود كه مادر اصرار داشت مهدى سر كارى برود تا مزد بگيرد و پول به دست آورد. بعد از مدتى كار كردن با پدر، در يك جوراب بافى مشغول شد و بعد در يك كتابفروشى كه معبر او بود به دنياى جديدش كه خلاصه مى شد در كتاب، همدم تمام تنهايى هايش. وقتى با كتاب آشنا شد، فهميد دنيا از خرمشاه هم بزرگتر است.

آن روزها دكتر محمدعلى اسلامى ندوشن در سال چهارم دبيرستان ايرانشهر درس مى خواند و از اين كتابفروشى كتاب مى خريد. آذريزدى مى ديد ديگران دكتر و استاد مى شوند. متوجه شد راه ديگرى ندارد جز اينكه با كتاب خودش را بسازد. بيست و يك ساله بود كه راهى تهران شد و اينجا مشغول به كار در چند انتشاراتى و كار تصحيح و ويرايش. كتابهايش را هم مى نوشت: قصه هاى تازه از كتابهاى كهن، شعر قندوعسل، گربه ناقلا، گربه تنبل، مجموعه قصه هاى ساده، مثنوى بچه خوب و تصحيح مثنوى مولوى. آذر يزدى از جلسه هاى سه شنبه ها كه در انتشارات يزدان واقع در بلوار كشاورز برگزار مى شد، به عنوان دوران خوشمزه اى ياد مى كند و دوستى و آشنايى با اسلامى ندوشن، حميدى شيرازى، زرين كوب، اقبال، مستوفى و حسين مكى را از خوشى ها و لذت هاى زندگى اش مى داند كه با بسيارى از اينها در چاپخانه انتشارات علمى و اميركبير آشنا شده است.

سال ۷۳ اما آذريزدى دوباره به يزد بازگشت. ديگر پول اجاره خانه در تهران را نداشت. به خانه پدرى رفت كه با آرامش بنشيند و بنويسد؛ پشيمان شد، ولى ديگر توان جابه جايى نداشت. زندگى در شهرستان را دوست ندارد و مى گويد همه چيز براى مركزنشين هاست: «هرچه هست در تهران است، نمايشگاه، كتابخانه و ... پل عابر پياده هم كه پله برقى شده. آن وقت مى گن تهران شلوغ شده، خوب مردم از ولايات مى رن تماشا و ماندگار مى شن!» آذريزدى اين روزها بسيار دلسرد است؛ از زندگى، از دنيا، از نوشتن. از وقتى براى چاپ كتاب «گربه تنبل»اش چند سالى معطل مميزى شده، تمام انگيزه هايش براى نوشتن از دست رفته. مى گويد بنويسد كه چه شود؛ باز چندسالى معطلى و تغييرى ناخواستنى.

پيرمرد قصه گو به كتابهاى امروزى كه با يك ورق زدن در كتابفروشى خواندنش تمام مى شود، انتقاد دارد، ولى در عين حال مى گويد امروز جوانهاى تحصيلكرده اى روى كار آمده اند كه با بچه ها آشنايند. او مى گويد بچه دور وبرش نبوده و هرچه نوشته در مقايسه با كودكى خودش بوده. براى بچه ها دعا مى كند كه با خريدن كتابهايش خرج او را مى دهند و از خدا مى خواهد بچه ها را زياد كند، البته كتابخوانهاشان را نه بچه هاى فوتباليست را. «قصه هاى خوب براى بچه هاى خوب» را آذريزدى به انتشارات ابن سينا داده بود كه چاپ نكرد. از ميدان مخبرالدوله تا ناصرخسرو را گريه مى كرد، با جعفرى ـ مدير انتشارات اميركبير ـ قهر بود و نمى دانست چطور از او بخواهد كتابش را چاپ كند. جعفرى از پشت شيشه مغازه آذريزدى را كه ديد فهميد كارى با او دارد. كتابش را چاپ كرد و حالا سالهاست مهدى آذريزدى ـ حتى اگر ديگر ننويسد ـ براى بچه ها قصه مى گويد ...

تعدادى از نوشته ها:
«قصه هاى خوب براى بچه هاى خوب»، قصه هاى كليله و دمنه، قصه هاى مرزبان نامه، سندبادنامه و قابوسنامه، قصه هاى مثنوى مولوى، قصه هاى قرآن، قصه هاى شيخ عطار، قصه هاى گلستان و ملستان، قصه هاى چهارده معصوم.
قصه هاى تازه از كتابهاى كهن»: خير و شر، حق و ناحق، ده حكايت، بچه آدم، پنج افسانه، مرد و نامرد، قصه ها و مثل ها، هشت بهشت، بافنده دانا اصل موضوع و دوازده حكايت ديگر‎/ فرهنگ يزدى‎/ دستور طباخى و خانه دارى‎/ لبخند‎/ گربه ناقلا‎/ شعر قند وعسل‎/ مثنوى بچه خوب.‎/ خاله گوهر، فالگير‎/ مكتبخانه‎/ قصه هاى ساده‎/ گربه تنبل‎/ چهل حديث و ...

وضعیت جسمی آقای آذر یزدی
مهدی آذریزدی نویسنده کودکان در آذر سال گذشته نیز مدتی در تهران اقامت داشت که در آن زمان نیز به علت عارضه قبلی در بیمارستان مهر تهران بستری شده بود.
ایشان از دیروز به دلیل مشکلات قلبی در بخش سی سی یو بیمارستان سید الشهدای یزد بستری شدند
پزشک معالج استاد مهدی آذر یزدی گفت: «به دلیل سن بالای آقای آذر یزدی امکان جراحی بر روی قلب ایشان وجود ندارد
وی افزود: «دریچه آئورت قلب آقای آذر یزدی مشکل پیدا کرده که به دلیل سن بالا امکان جراحی برای ایشان وجود ندارد، اما در کل وضعیتشان بد نیست
------------------------------------------------------------------------------
------------------------------------------------------------------------------


منبع
www.persianbook.net
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 23:14  توسط فاطمه فیاض  |